بند چرمت را جویدم/ داستانی فولکلور در بالاده
بند چرمت را جویدم/ داستانی فولکلور در بالاده/ در روزگار قدیم دو نفر سمنانی و دامغانی بر سر موضوعی دعوایشان میشود. سمنانی که مردی قوی هیکل بود، دامغانی ضعیف را بر زمین می زند و بر رویش می افتد و تا جایی که نفس داشت، او را زیر مشت خود می گیرد. مرد سمنانی که پس از مدتی از زدن خسته می شود، از جایش برمی خیزد و گرد و خاک لباسش را می تکاند و پیروزمندانه دستانش را بر کمر می زند و به دامغانی که هنوز روی زمین ولو بود، نگاهی می اندازد ومی گوید: این همه کتک خوردی، حالت جا آمد؟
دامغانی از جایش نیم خیر می شود و نگاهی به قد و بالای سمنانی می کند و می گوید: خب منم بهت ضرر زدم!
سمنانی متفکرانه به چشمان او خیره می شود و شگفت زده می پرسد: چه ضرری به من زدی؟ تو که فقط کتک خوردی؟!
دامغانی لبخند رضایتی می زند و می گوید: بند چرمت را جویدم!!!
***
راوی: زنده یاد فیروزه دهبندی بالادهی (۱۳۱۱ بالاده -۱۳۹۴ بهشهر)
بازنویسی: عیناله آزموده (فرزندش)
بالاده: روستایی کهن در بخش چهاردانگه ساری در استان مازندران که به دامغان نزدیکست (در 50 کیلومتری غرب دامغان) و مردم بالاده از قدیم با مردم اطراف دامغان و سمنان که به آنها «کامشی» می گویند (یعنی اهل کومس باستان) داد و ستد تجاری داشته اند و این داستان را زمانی به کار میبرند که شخصی در برابر زیانی بزرگ، دلخوش به سودی ناچیز باشد.
چرم: پاپوش قدیم مردم بالاده که از چرم یکپارچه گاو درست میشد و بند آن نیز از تسمه نازک چرمی بود.