بالاده/ شعری از بهمن حاجی حسینی / در تاریخ چهارم مرداد 1397 برای شرکت در جشن فِردینه ماه و آغاز نوروز تبری به روستای کندلوس بخش کجور نوشهر سفر کردم و یک شب را مهمان مردم مهربان و مهمان نواز این روستا بودم. این دومین سفرم به کندلوس است که بار نخست آن در مرداد 1375 اتفاق افتاده بود. حضور دو روزه ام در کندلوس باعث شد تا با مردم آنجا ارتباط برقرار کنم و از زبان و فرهنگ و آداب و رسوم آنها بیشتر بدانم. در محوطه رستوران موزه کندلوس با خانواده آقای حسینی اهل روستای اورنگ (آبرنگ) در نزدیکی کندلوس آشنا شدم که برای شرکت در جشن آمده بودند. بیشتر از نیم ساعت با مادر مهربان خانواده، پسر و عروس و دختر و نوه هایش از هر دری سخن گفتیم. من از بالاده و سادوا و شاهدژ و جشنواره هَلی تِرشی گفتم و برایشان لهجه غلیظ روستایی من که با لهجه شیرین کندلوسی خیلی تفاوت دارد، و گاه برخی واژگان بومی را متوجه نمی شدند، جالب بود. مادر خانواده (با حدود 70 سال سن) دغدغه نابودی زبان مازندرانی را داشت و از اینکه جوانان و نوجوانان امروزی به زبان فارسی سخن می گویند و زبان مازندرانی (گِلِکی) رو به فراموشیست، نگران بود.
این دوستی منجر به این شد که پسر خانواده یعنی آقای بهمن حاجی حسینی (متولد 1391 و مهندس کاردان نرم افزار) نشانی سایت سادوا را از من گرفت و بسیاری از مطالبش را خواند و عکس هایش را دید و در تاریخ 24 مرداد برایم چند بیت شعر فرستاد و نوشت: « امروز با دیدن سایت زیبای شما و دیدن مناظر زیبای بالاده، این چند بیت رو در حد بضاعت سرودم»
با سپاس از جناب آقای حسینی، امیدوارم این گونه ارتباطات منجر به ارتقای سطح فرهنگی روستاهای مازندران شود.
با احترام/ عین اله آزموده
بالاده/ شعری از بهمن حاجی حسینی/ روستای اورنگ، کجور نوشهر