فرهنگ چوپانی بالاده/ واسنگ / هادی کاردگر
فرهنگ چوپانی بالاده/ واسنگ / در سالهای نه چندان دور که در هر مرتع و جنگل، کوه و دشت و مزرعه در اطراف بالاده، گله گله گوسفند چرا میکردند و تعدادشان گویی از شمار بیست و پنج و سی هزار هم افزون بود و هنوز بیماریهای دامی ناشناخته و داروهای درمانی کشف نشده بود، هر نوع بیماری دام و یا انسان برای خود راه درمانی داشت که ریشه در تجربه جمعی، گاه ریشه در حدس و گمان و یا ریشه در باورهای مذهبی یا باورهای عامیانه داشت و بصورت سینه به سینه از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شد.
زیبایی فرهنگ عامه مردم بالاده در این است که گاهی باورپذیری علمی یک موضوع را چنان سخت می کند که ناچار باید به آن احترام بگذاریم و از زاویه دید مردم بالاده و در مقطع زمانی گذشته به آن بنگریم و باید بپذیریم که در روزگار قدیم،چنین باورهایی تا چه اندازه برای مردم اهمیت داشت. واسنگ یکی از این باورهاست.
در شمال غربی قله شاهدژ (در شمال روستای بالاده، بخش چهاردانگه ساری) و نزدیک به دشت وِلمِت، قطعه سنگ بسیار بزرگ (حدوداً به اندازه کامیون) چسبیده به سنگ های کوچکتر قرار دارد که در قسمت پایین آنها، فضای خالی به اندازه رد شدن یک گوسفند وجود دارد. این سنگ ها را واسنگ و زمین این ناحیه را واکَمِر میگویند.
باور اهالی بالاده و چوپانان قدیمی بر این بود که اگر گوسفندانِ یک گله دچار سقط جنین و یا بیماریهای مفصلی و حرکتی گردند، با رد شدن از زیر این دهنه سنگی، شفا پیدا میکنند و بیماری از تن دام خارج می شود. شاید به خاطر انرژی ای که در سنگ وجود دارد و یا به دلیل کش آمدن بدن دام هنگام رد شدن از زیر این سنگ ها، بدن شان خود را بازیابی کرده و بیماری دام برطرف می شد.
وا در زبان مردم بالاده به معنی باد است و به بیماری مفصلی که دارای درد شدیدی نیز میباشد، گفته میشود و به کسی که این بیماری را بگیرد، میگویند بادخُوش شده است. واکمر نیز به معنی بیماری مفصلی مهره های کمر می باشد.
این باور به مرور زمان با از بین رفتن دام ها و مرگ چوپانان قدیمی و بر افتادن شغل دامداری و درمان دام ها توسط دامپزشک با داروهای جدید، کم رنگ و کم رنگتر شده و جایگاه خود را از دست داده است.
امروزه این بیماری، تب مالت یا بروسلوز نام دارد و از دسته بیماریهای مشترک دام و انسان میباشد که از راه فراوزده های شیری به انسان منتقل شده و قابل درمان است.
نوشته و عکس: هادی کاردگر (فرزند موسی اصغر)
بازنویسی و توضیحات: عیناله آزموده


