باورهای کهن نوروزی در بالاده و منطقه دوسرشمار

مرد م بالاده و دوسرشمار(روستاهاي بالاده، پايين ده، تيله بن، قلعه، ميرافضل و واوسرنو بخش چهاردانگه ساري) نوروز را بسیار گرامی می دارند و بازگویی این باورها در روزگاری که بخاطر زندگی شهرنشینی، از سنت ها و باورهاي كهن فاصله می گیریم و ارزش های فرهنگی ما کم رنگتر می شود، می تواند انگیزه توجه هر چه بیشتر به آداب و رسوم بومی را تقویت کند.
1 . باور داريم كه براي ما کوه نشینان (مردم بالاده و منطقه دوسرشمار) كه سوز سرماي زمستان را تحمل كرده ايم، نوروز یعنی سپری شدن روزهای سرد و غم انگیز و رسیدن امید و سرسبزی و خوشحالي از زنده ماندن و ديدن دوباره عزيزانمان در بهار.
2 . باور داريم كه نوروزخوانها، بشارت دهنده ي بهار هستند و از اين رو براي نوروزخوانها ارزش زیادی قائل هستيم و به گرمي از آ نها استقبال می كنيم. هر چند گاهي آمدن نوروزخوانها به علت سختی راه و برف و سرما میسر نيست.
3 . باور داریم که خانه تکانی یعنی زدودن پلشتی و کثیفی از خانه. با تمیز کردن خانه و حیاط پیش از نوروز، فقر از خانه ما دور خواهد شد. بدین جهت زنان و دختران جوان از چند روز مانده به نوروز به نظافت فرش ها و لوازم خانه و مرتب کردن آنها و هم چنین گِل اندود کردن فضای بیرون خانه و اطراف اجاق هیزمی (شومینه سنتی) می پردازند. هر خانه ای که مرتب تر و تمیز تر باشد، اهل آن خانه به ویژه بانوان احساس شعف و غرور بیشتری می کنند.
4 . باور داریم که روشن نمودن «چالا» (مشعل) در غروب آخرين چهارشنبه سال در جلوی درب خانه، سمبلي از روشنایی و گشایش و سوزانده شدن بدیهای در زندگی خود است. لازم به گفتن است که چهارشنبه سوری به شکل امروزين یعنی پریدن از روی آتش مورد توجه بزرگان بالاده نبوده است. البته شايد در قديم بخاطر اینکه دامن بلند لباس محلي بانوان آتش نگیرد، آنها سعي مي كردند از روي آتش نپرند.
5 . باور داریم که در چهارشنبه پایان سال باید «گزنه آش» بپزیم و بخوریم. این آش را فقط سالی یک بار می پزیم و اعتقاد داریم که با خوردن گزنه آش از گزند هر گونه گزش گزندگان در طول سال نو در امان خواهيم ماند.
6 . باور داریم که در شامگاه واپسین پنجشنبه سال، مردگان چشم به راه بخشش بازماندگان هستند تا به یاد آنها نان، خرما و حلوا و … بین مردم پخش کنند و مردم با خوردنش بر مردگانشان درود بفرستند و فاتحه بخوانند. بنابر این به گورستان محل می رویم و به یاد درگذشتگان بر گورشان شمع روشن می کنیم.
7 . باور داریم که اگر شامگاه پیش از نوروز بر کنار در خانه و حیاط و کنار دیوارها شمع روشن کنیم، تاریکی و سیاهی از خانه دور می شود و در سال نو، برکت به ما روی می آورد. بنابر این در شب نوروز بر چارچوب در و دروازه خانه شمع روشن می کنیم.
8 . باور داریم که در لحظه تحويل سال، هر پیشامدی برای ما رخ دهد در طول سال نو نیز همانند آن پیشامد برای ما روی خواهد داد. برای نمونه اگر کاسه ای از دستمان بر زمین افتاد و شکست، تا پایان سال نیز چیزهای فراوان دیگری خواهد شکست. بنابر این سعی می کنیم با نهایت آرامش و احتیاط وارد سال نو شویم.
9 . باور داریم که بعد از «سا ل تحویل»، مي بايستي «مادرومه» (madrome) قبل از هر کس دیگری از بيرون به خانه پا نهد و با در دست داشتن قرآن و آب (كه هردو سمبل پاکی و قداست هستند) قدمش باعث خوش شگوني و سال نو برای خانواده سال خوبی شود. اما اگر آن سال، سال خوبی نبود در نوروز سال آینده، دیگر آن شخص را به عنوان «مادرومه» انتخاب نمی کنیم.
10 . باور داریم که در هنگام نو شدن سال، وارد خانه کسی نشویم تا ناخواسته « مادرومه» آنها شویم. زیرا اگر در سال نو پیشامد ناگواری برای آن خانواده روی دهد به بدشگونی پاقدم ما خواهند گذاشت.
11 . باور داریم که حالت چهره و روان هر شخص در هنگام نو شدن سال، می تواند همان حالت را در سال نو برایش پیش آورد. بنابر این سعی می کنیم در لحظه تحویل سال خنده بر لب داشته باشیم تا در آن سال خندان باشیم.
12 . باور داریم که اگر شخصی از خانواده (و فامیل) در سال کهنه بمیرد، نباید سفره هفت سین پهن کنیم و به جایش بر سفره، حلوا و خرما می گذاریم، لباس نو نمی پوشیم و در هنگام نو شدن سال، به دیدار خانواده متوفی می رویم تا جای خالی اش به چشم خانواده اش نیاید.
13 . باور داريم كه «عَئید گِردش» يا ديد و بازديد نوروز در همان روز عید صورت گيرد و ابتدا به ديدن بزرگان و كهنسالان فاميل و محل مي رويم. اين كار گاهي به صورت گروهي و گاهي به صورت خانوادگي انجام مي گيرد.
14 . باور داريم كه درست نمودن حلوا و شیرینی محلی شامل «زرد حلوا» و «سیوحلوا» يك سنت قديمي بوده و باعث شيريني دل هاي اهل خانه مي شود. هم چنين سنت پختن شيريني محلي حفظ گردیده و كام مهمانان هم شيرين مي شود.
15 . باور داريم كه در آخرين شب سال نو، ماهي پلو پخته و خورده شود. با توجه به اينكه در قديم تهيه ماهي تازه در بالاده ممكن نبود معمولاً چند خانم کدبانو که در طول سال به شهر می رفتند، ماهی دودی و خشک شده را تهيه كرده و بین خانواده های بومي فامیل و همسایه توزیع نمودنده و اصرار بر پخت آ ن نيز داشتند.
16 . باور داریم که چهار روز نخست سال (یکم تا چهارم فروردین) جزء روزهای سال به شمار نمی آید و هر یک از این چهار روز نشانه یکی از فصل های سال است. برای نمونه اگر روز چهارم هوا گرم و آفتابی باشد، زمستان خوبی در پیش خواهد بود. (این چهار روز در تقویم تبری به پِتِک معروف است).
17 . باور داریم کسانی که از نعمت مال دنیا برخوردار هستند اگر به تهیدستان کمک و آنان را خوشحال کنند، در سال نو بر مال و دارایی شان افزوده خواهد شد و خانواده اش به خوبی و خوشی سال را به پایان خواهند برد.
شما همولایتی های گرامی بالادهی و دوسرشماری اگر باورهای دیگری در باره نوروز را بیاد دارید لطفاً برای ما بفرستید تا با نام شما در ادامه همین مطلب درج شود.
……………………………………….
این شعر زیبا را نیز آقای هادی کاردگر فرزند زنده یاد اصغر (معروف به موسی اصغر) به سامانه سادوا ارسال کرده اند:
«باهاربمو، وقت کوه بهـیه
چپون کومِه دِله، فِـنر سو بهـیه
از اسپه دار تا کمرسر اُشیمک بو بهیـه
جان کوه، تنه خاکِ بلاره
تنه مردمون دل پاک بلاره.»
سال نو برهمه بالادهی ها موارک بو.

دوستان عزیز بسیار متشکرم برای این یادآوری زیبا! خاصه برخی اصطلاحات محلی که تا حالا نشنیده بودم. سال نو رو هر چند کمی دیر به همزبانان و هم فرهنگان عزیز صمیمانه شادباش میگم.
با سلام و تبریک پیشاپیش سال نو به “خال وچه ” آقای مهندس آتنی مفرد و آقای آزموده و همولایتی ها، یاد آوری جالبی بود و نکته آموزنده که ” چالا ” رو اولین باره که شنیدم. سپاس.
ضمن عرض سلام و خدا قوت باد به تمام اهالی منطقه و عرض تبریک سال جدید، باید عرض که همین باورها هست که اعتقادات ملی و اجتماعی ما را تشکیل می دهد. مقاله خیلی خوبی بود. متشکرم