آیین شب یلدا در بخش چهاردانگه ساری و منطقه دوسرشمار / سیدعقیل ساداتی تیله بنی/ به مناسبت فرا رسیدن شب یلدا مطلبی را که در گذشته در سایت دوسرشمار نگاشته بودم، با کمی ویرایش جهت اطلاع علاقمندان به سنت شب یلدا در سراسر ایران اسلامی تقدیم می کنم. مثل سابق از تمام دوستان مطلع از این جشن سنتی چشم انتظار رهنمودهای دقیق و راهگشا دارم. یلدا لغتی سریانی به معنی «میلاد» است و چون شب یلدا را با میلاد حضرت مسیح (ع) تطبیق می کرده اند، از این رو به این نام نامیده اند. یلدا اول زمستان و آخر پاییز و درازترین شب سال است. بنا به عقیده قدما، در این شب یا نزدیک بدان آفتاب به برج جدی (بزغاله ) تحویل می کند و آن را سخت شوم و نامبارک می دانند.

یلدا در ادبیات فارسی به زلف و هجران از حیث بلندی و سیاهی تشبیه شده است. « سخنم بلند نام از تو گشت و شاید/  که دراز نامی از نام مسیح یافت یلدا» (سیف اسفرنگی) (۱). در شعر شاعران و سخن سرایان، اشعار زیادی در مورد یلدا گفته شده که از بیان آن خوداری می شود. و اما در شب یلدا در سراسر ایران و شاید در نقاط بسیار دیگر جهان مراسمی به همین مناسبت برقرار است، که پر از شور و شادی و شعف است. در این شب مبارک هزاران و بلکه میلیون ها پیامک تبریک (بنابر آمار مخابرات) رد و بدل می شود. ولی در ایران اسلامی، امروز بنا به روایتی شهادت امام سجاد (ع) می باشد، این سنت دیرینه در کمال احترام و ادب به ساحت مقدس ائمه و حفظ سنت شریفه پاس داشته می شود، بی آنکه شادی و عزا در مقابل هم قرار گیرند.

نقاشی قهوه خانه ای شب یلدا / اثر مرحوم محمد حمیدی

چلـه : این شب در منطقه دوسرشمار و بخش چهاردانگه ساری به شب «چِلّه» معروف است. چله به معنی چهل می باشد. لغت چله در اصطلاح هایی چون چله نشینی، چله ی کمان، چله نوزاد، چله ی مرگ و … به معنی عدد چهل بکار رفته است. اصطلاح چله تابستان و چله زمستان هم رواج دارد. شب چله یا (چله شو) در فرهنگ مردم مازندران و مردم منطقه دوسرشمار، شب اول دی ماه هر سال را می گویند که فصل زمستان شروع می شود و درازترین شب سال می باشد و در جای جای این سرزمین، شب یلدا را گرامی داشته و جشن و مراسمی هم برپا می کنند.

چله ی زمستان بر دو قسم است: چله ی بزرگ (گَت چِلّه) و چله ی کوچک (خُورد چِلّه) که چله ی تابستان هم بدین صورت است. چله بزرگ زمستان (گَت چِلّه) به چهل روز اول زمستان یعنی اول دی تا دهم بهمن گفته می شود و چله ی کوچک (خُورد چله) بیست روز است، که از دهم بهمن تا اول اسفند ادامه دارد. یک ماه باقی مانده ی زمستان را به نام «پیر زَن چِلّه» یا (پیر زنَی چله) می نامند. گت چله و خُورد چله در زبان و  اذهان مردم مازندران بیشتر به عنوان تاریخ انجام کارها یا پیش آمدها و حوادث دردناک تاریخی ثبت و ضبط می گردد.

البته دو حادثه ی دردناک و بسیار غم انگیز در فصل زمستان در منطقه دوسرشمار رخ داده است: یکی در سال ۱۳۲۸ که منجر به کشته شدن دو نفر به نام سلیمان و عزیز ( دایی و خواهرزاده ) از روستای سواسره و آغوزگله در منطقه سربیشه  (واوسر) به علت بوران و سرما ی سخت گردیده بود و دیگری در سال ۱۳۶۲ که یک برادر و خواهر به نام کرم الله و گل دسته از روستای واوسر قدیم و باز هم در منطقه سربیشه که به علت برف و کولاک زمستان جان باخته اند. این دو حادثه دردناک هرگز از ذهن و خاطره تاریخی دوسرشماری ها پاک نخواهد شد و شرح این دو واقعه دردناک علی رغم میل باطنی ام به نگارش در آمده و در زمان مناسب در همین سایت ارائه خواهد شد.

چلــه شو: چله شو یا شب چله در زندگی مردم منطقه رسم و رسوم خاصی دارد و مثل سایر روزها و شب های مبارک، گرامی داشته می شود. در این شب زنان خانه از صبح تا شب چله، خانه را برای بر پایی یک مراسم آماده می کنند. برای شام این شب حتما ًبرنج پخت می کنند و اعتقاد دارند که این شب یک شب خوب و شادی آور است و شگون ( = شِگین ) ندارد که بی غذا باشند. در سال های پیش که یخچال در خانه ها نبود، گوشت یا ماهی خشک از قبل برای این شب نگهداری می کردند و همه ی اهل خانه شام مفصلی می خوردند. بعد از شام، سفره ای از شیرینی و نقل و نبات، حلوا، گردو، سنجد، کیک، شیرینی، گندم برشته و خوردنی لذیذ دیگر و …  به عنوان شب چره پهن می گردد که حاصل هنرنمایی و دست پخت زنان و دختران خانه است. بنا به سلیقه ی زنان خانه، دسته ای سبزه در سفره ی چله شو قرار داده می شود و بعضی از خانواده ها جهت مبارکی چنین شبی، یک بره نوزاد ترجیحاً سفید رنگ را جهت خیر و برکت به خانه می آورند. خوشحال ترین افراد در این شب، بچه های خانه هستند که فرصت خوردن و شاد بودن و دیدار با پدربزرگ و مادربزرگ را دارند.

قبل از خوردن شب چره، پدر خانواده قرآن را گشوده و یک صفحه از آن را قرائت می کند و برای اموات خود و اهل محل و دوستان و آشنایان درخواست آمرزش از درگاه خداوند می نماید.
در این شب، شب نشینی مفصلی بین اهل محل به ویژه فامیل ها برقرار می گردد و تا پاسی از شب، مجلس شادی و خوشحالی ادامه دارد. بزرگان از مرد و زن به نقل داستان و خاطره و سرگذشت های شیرین و داستان های مذهبی و ملی و به قول مازندرانی ها (اُوسنی) می پردازند و  یا یکی لَلِه وا (نی مازندرانی) می نوازد و یکی هم ترانه های محلی می خواند و همه شادند. شاهنامه خوانی و فال حافظ در زمان های دورتر بسیار رواج داشته، ولی متاسفانه دو سه سالی است که بیشتر مسایل سیاسی روز و مسایل اقتصادی مخصوصاً یارانه، گرانی، بنزین و … جایگزین شعر و داستان و فال و قال و حال شده است.

اهالی منطقه دوسرشمار در مراسم چله شو، رعایت حال خانواده هایی که در غم از دست دادن عزیزانشان در طول یک سال گذشته، عزادار هستند را نموده و بزرگان روستا و بستگان آنان، شب چله را در این خانواده ها سپری می نمایند تا باعث تسلی خاطر و دلداری آنان گردیده و التیام بخش درد و اندوه آنان باشند.
در این شب سرد و طولانی که اکثر اوقات در منطقه دوسرشمار برف نیز می بارد، در کنار بخاری و زیر کرسی گرم، بسیاری از قول و قرارهای زندگی مثل خواستگاری و مراسم عروسی، شخم زدن و کاشتن زمین، تقسیم کارهای بهار و تابستان و … در بین اقوام و محلی ها تبادل نظر می گردد.

در بعضی از خانه ها نیز مادران و خواهران در گوشه ای از خانه و به طور پنهانی، زمزمه هایی حزن آلود در غم عزیز از دست رفته،ای عزیز در غربتی، پسر به خدمت سربازی رفته،  و دیگران عزیزان خود که از آنان دورند و در این شب در کنارشان نیستند، سر می دهند و اشک می ریزند.

پیران و کهنسالان منطقه اعقتاد دارند که در شب یلدا زمین نفس می کشد و از این به بعد روزها به اندازه یک « جو » بلند شده و شب ها کوتاه می گردد.

اکنون بسیاری از خانواده های منطقه دوسرشماری در شهرها و روستاهای دشت مازندران زندگی می کنند و در این شب به بستگانشان در منطقه روسرشمار و یا سایر بستگان و دوستان و فامیل تلفن می زنند و جویای احوال شان می شوند و به آنان تبریک می گویند و یا اگر عزیزی را از دست داده باشند به آنان تسلی خاطر می دهند.

البته در سال های اخیر و با گسترش ارتباطات جاده ای، هندوانه و میوه های فصل و مرکبات نیز به خانه اهالی دوسرشمار راه یافته و به نمادی برای شب یلدا تبدیل شده که در چند روز گذشته در کنار جاده ها هندوانه با قیمت بسیار مناسبی (کیلویی ۱۰۰ تومان) به فروش می رسد که اتفاقاً بسیار هم مورد استقبال مردم قرار گرفته است.

امید است که شب یلدا برای همه شما شبی مبارک بوده و تمام شب های عمر زندگی تان سرشار از شادی و نشاط و خالی از غم و اندوه و کدورت باشد. انشاءالله.  ۲۹/۹/۹۰    

نقل از سایت دوسرشمار با کمی تلخیص

……………………………………………………………………………………………

انجمن فرهنگی و سایت سادوای بالاده، شب یلدا را به همه اهالی مهربان منطقه دوسرشمار و روستای بالاده تبریک گفته و برای همه آنان آرزوی شادی و بهروزی را داشته و امید که زنده کردن جشن ها و شادی های گذشته، بار دیگر لبان مردم ما را خندان تر از همیشه کند.

……………………………………………………………………………………………

۱ . سیف اسفرنگی، سیف‏الدین /( ملیت: ایرانی  قرن: هفتم) (س ششم و هفتم ق)، شاعر. اهل اسفرنگ ماوراءالنهر بود، در خطه‏ى خوارزم نشو و نما یافت و به انواع علوم آراسته شد. وى شاعر دوره‏ى خوارزمشاهى از عهد ایل ارسلان تا عهد سلطان محمد خوارزمشاه بود و معاصر شمس خاله، ضیاءالدین خجندى، مجیرالدین بیلقانى و از ممدوحان وى سلطان محمد خوارزمشاه بود. از جمله آثارش: «دیوان» اشعار. http://www.rasekhoon.net/mashahir/show-105498.aspx

 

authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاريخ : ۲۱ آذر ۱۳۹۰
entry نظرات دیگران در مورد این مطلب
ﺳﯿﺪ ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻋﻤﺎﺩﯼ گفت

باسلام من هم به نوبه خودم شب یلدا را به تمام مردم منطقه دوسرشمار و ایران تبریک عرض میکنم و از شما بابت این مطلب زیبا تشکر میکنم. با سپاس

شب یلدای امسال مقارن با ماه محرم است، نمی دانیم بخندیم یا بگرییم
ولی امیدوارم این شب یلدا بااحترام به این ایام به همه اهالی منطقه دوسرشمار خوش بگذرد
…………………………………….
سادوا : ما هم امیدواریم این مراسم شبانه باستانی بر مردم دوسرشمار خوش بگذرد. قدیمی ها در این شب دور هم می نشستند و از شاهنامه شعر می خواندند و داستان های پندآموز می گفتند و لَـلِه وا می زدند و یکی هم نوای دلنشین امیری و طالبا و نجما می خواند. این سال ها را نمی دانم در مازندران چگونه برگزار می شود.