مقاله و یادداشت

شاهدژ، نگين پرتلالو البرز / عین اله آزموده

Bala Deh - shahdezh 01

شاهدژ، نگين پرتلالو البرز / عین اله آزموده چهارده. بالاده/ این مطلب از وبلاگ قدیمی سادوا انتخاب شده و شاید خیلی از شما خوانندگان گرامی که قبلاً خواننده وبلاگ سادوا نبوده اید این مطلب را هم نخوانده باشید. از این مطلب تاکنون در بیش از 40 سایت و وبلاگ مختلف استفاده شده و بعضی ها نیز آن را به انگلیسی ترجمه کرده اند. بعضی هم عنوان مطلب را به عنوان  نام سایت خود انتخاب کردند. متاسفانه بیشتر این سایت ها رعایت امانت داری و قوانین کپی رایت را نکرده و نام نویسنده و حتی نام بالاده را از متن  مقاله حذف کرده و نام روستای خود !! را به آن اضافه کرده اند که در طول 4 سال گذشته مدام به آنان تذکر دادم و بعضی از آنها اشتباه خود را تصحیح کرده و  یا مطلب را از سایت خود پاک کرده اند و متاسفانه بعضی دیگر همچنان به این سرقت زشت ادبی ادامه می دهند. با این حال تصمیم گرفتم گاهی از وبلاگ قدیمی سادوا مطالبی را برای شما بازآوری کنم. باور کنید دلم برای وبلاگ سادوا و سادگی اش تنگ می شود. با احترام. عین اله آزموده 9/11/1390

……………………………………………………..

در جنوبي‌ترين  قسمت استان مازندران در بين رشته‌كوه‌هاي مرتفع البرز كه از غرب به شرق كشيده شده است، در جنوب شرقي ساري و شمال سمنان، جايي كه رطوبت و خنكاي جنگل در كوير سمنان رو به خشكي مي‌گرايد، به يك قله عجيب و زيبا برمي‌خوريم كه « شاهدژ » نام دارد. اين قله در منطقه جنوب شرقي دودانگه قديم ( بخشي از چهاردانگه جديد) و در شمال روستاي بالاده قرار دارد و در واقع سمبل و نماد اين روستاست كه از سطح دريا 2802 متر ارتفاع دارد.

دامنه‌هاي شاهدژ تا ارتفاع 2700 متري پوشيده از جنگل است و در تاج قله، ديواره جنوبي سنگي  سفيد و براق، در آفتاب پرنور كوهستان چون نگيني درخشان بر مخملي زمردين، ديدگان را  به خود معطوف مي‌دارد و كمي پايين‌تر از جنگل و در شيب دامنه‌هاي جنوبي آن، زمين‌هاي زراعي كشاورزان و چراگاه پرعلف و گله‌هاي دامداران بالادهی به چشم مي‌خورد و در هر گوشه‌اي از دامنه پرمهر آن، چشمه‌هاي زلال و خنك جاري است كه يكي از سرچشمه‌هاي رود تجن محسوب مي‌شود.

13987495

صبحگاه بهاری در دامنه جنوبی قله شاهدژ. عکس: عین اله آزموده

در پنج كيلومتري روبروي شاهدژ رشته ‌كوه مرتفع 288۱ متري « چهارنو » با دامنه‌هاي پوشيده از جنگل كهنسال با درختاني بلند و تنومند قرار دارد كه مرز ميان استان‌هاي مازندران و سمـنان محسوب  مي‌شود. در ميان دو رشته‌كوه چهارنو و شاهدژ كه همچون دره‌اي عميق و پهناور است روستاهاي پايين‌ده، قلعه، تيله‌بُن، واوسر و بالاده جاي گرفته‌اند.

سكوت سنگين كوهستان آن چنان بر قله شاهدژ و دامنه‌هاي آن حكمفرماست كه با خيزش هر پرنده‌اي از درختي به درختي ديگر و يا حتي خواندن آنان، ترس مرموزي سراسر وجود آدمي را فرامي‌گيرد و كمترين صدايي توجه را به خود جلب مي‌كند.

در بالاي قله كه زميني صخره ای و سرسبز و نيمه‌هموار با پوشش علفي و در حدود يك ‌هزار متر مربع است، نشانه‌هايي از دژ و اماكن مسكوني باستاني به چشم مي‌خورد كه امروزه جز تكه‌هاي خشت و سنگ‌چين خرابه‌هايش، چيزي از آن باقي نمانده است كه غارتگران ميراث فرهنگي نيز هر روز جايي از آن را مورد هجوم حفاري‌هاي كور خود قرار مي‌دهند.

Bala Deh - Kohnavardan - Shahdezh 1

کوهنوردان بالادهی بر فراز قله شاهدژ. عکس: عین اله آزموده

دامنه‌هاي شرقي، شمالي و غربي شاهدژ كه مشرف بر روستاهاي عاليكلا، لنگر و جمال‌الدين‌كلا است، داراي پوشش گياهي جنگل و علفزار با شيب تند بوده و در قسمتي از دامنه شمالي، با انباشت برف و يخ در چاله‌اي عظيم  كه در طول سال همچنان برودت خود را حفظ مي‌كند يخچالي طبيعي به‌وجود آمده است.

Baladeh cheshmeh Sar 01.jpg

دروازه و درخت بید کهنسال بالاده که دیکر به خاطره ها پیوسته و از آنها فقط همین عکس باقی مانده است. عکس: عین اله آزموده

اهالي منطقه بالاده كه حدود يك هزار سال در اين جا سكونت دارند بر اين عقيده‌اند كه بر بلنداي شاهدژ، پادشاهاني زندگي مي‌كردند و بر همين اساس نام قله به «شاهدژ» معروف شده است و باز باور بر اين دارند كه در روزگاران باستان، پادشاه اساطيري ايران كيكاووس در اينجا زندگي مي‌كرد « وي دومين شاه كياني و مشهورترين فرد اين سلسله و نوه كيقباد است كه مطابق يك روايت با بستن عقاب‌هايي بر پايه تخت خويش به آسمان رفت و در روايت ديگر، با سپاهي از ديوان به قله البرزكوه شتافت و به جايي رسيد كه آخرين حد ميان نور و ظلمت بود. در اينجا از همراهان جدا ماند. اما دست از عناد برنداشت. در اين هنگام « فر » از او جدا شد و سپاهش از اين جاي بلند به زمين پرتاب شدند. » (1) 

Bala Deh - Chear-e Qal-eh

درخت کهنسال 400 ساله روستای قلعه. عکس: عین اله آزموده

همچنين وجود اسامي باستاني ديگر نظير « رستم مِدُن » Rostem Medon (= ميدان رستم ) در دامنه جنگلي شرقي اين قله ، به اين گمان دامن زده كه رستم پهلوان افسانه‌اي ايران از طريق اين غار به سمنان مي‌رفته است.

غار « كالُم‌مال » از ديگر غارهاي شاهدژ است كه در 200 متري شيب دامنه شرقي قله در ميان تخته‌سنگ‌هاي بزرگ به صورت چاهي عميق درآمده است. نگارنده در تابستان سال 1376 جهت ضبط برنامه مستند تلويزيوني « ايران زمين » براي شبكه سوم همراه اكيپ تلويزيوني به درون اين غار رفته است. اين مستند در سال 7 – 1376 و پس از آن بارها از شبكه سه سيما و شبكه ماهواره‌اي جام جم پخش شده است. این غار در سال 1389 توسط نویسنده و جوان کوهنورد بالادهی آقای کمیل قاسمپور به ثبت رسیده است. (گزارش ثبت غار کالم مال)

Ghare Kalommal 01

فرسایش سنگ صیقلی وردی غار کالم مال با آب در طی میلیون ها سال. عکس: عین اله آزموده

ورودي غار به صورت دهانه چاهي به قطر 60 تا 70 سانتيمتر در سطح زمين و در ميان تخته ‌سنگ‌ها قرار دارد كه يك انسان به سختي وارد آن مي‌شود. از ورودي غار تا كف آن در حدود 3 متر ارتفاع داشته و كف آن در حدود 12 تا 15 متر مربع است. سقف مرتفع غار پوشيده از بلورهاي آهكي (استلاگتيت) بوده و كف آن از خاك و سنگ‌هاي آهكي مي‌باشد. در داخل غار فضاي بزرگي به سوي شمال شرقي و شيبي تند به سوي پايين قرار دارد  كه به علت تاريكي مطلق و لغزنده بودن، بدون وسايل مجهز غارنوردي امكان ادامه مسير وجود ندارد.

Charno Jungle ( Forest ) / Bala deh

پاییز زیبای ارتفاعات چهارنو. عکس: عین اله آزموده

خوشبختانه در 12 مرداد 1386 در مسير صعود به قله شاهدژ مجدداً وارد اين غار شديم. من، پسرانم آرش و شروين، محمد دهبندي‌ ( پسردايي‌ام ) و دوست جوان كوهنوردم كميل قاسمپور ( از خاندان توبه بالاده) اعضاي گروه كوهنوردي بوديم كه با نام گروه كوهنوردي « چكادساري » به شاهدژ صعود كرديم. آقا كميل و برادران و بستگانش در ساري گروه كوهنوردي « چكادساري » را اداره مي‌كنند و هر از چند گاهي به عشق وطن آباء و اجدادي خود، رو به سوي شاهدژ مي‌كنند.

Ghare Qasemli - Shahdezh 1

کمیل قاسمپور در فرود از دهانه غار وِلمِت (قاسم لی) در دامنه شمالی قله شاهدژ. عکس: عین اله آزموده

سقف آهكي غار نسبت به سال 1376 ريزش كرده بود و كف آن نيز از سنگ‌هاي ريخته شده انباشته بود. آقا كميل با تجهيزات كامل غارنوردي به داخل غار فرود كرده و به انتهاي آن رسيد. حدوداً 50 متر ارتفاع چاه غار كالم‌مال است كه در پايين غار به سه دهانه مسدود آبرفتي به طول حدود 5 متر كه در سه جهت روستاهای لنگر، ارا و عاليكلا حفره‌هايي در آن ايجاد شده ختم مي‌شود. در اين غار به ‌خاطر ورود و خروج بسيار سخت آن، آثاري از سكونت انسان در دوره‌هاي گذشته به چشم نمي‌خورد.

Bala Deh - Shahdezh 7

صعود کوهنوردان بالادهی به قله شاهدژ از چشم انداز چشمه سادوا. عکس: عین اله آزموده

از جمله مكان‌هاي اساطيري ديگر در اين منطقه صحراي « تِركاچال » در دشت‌های جنوب شرقي شاهدژ و حوالي روستاي واوسر است كه آنجا را محل به قتل رسيدن سهراب و  سياوش مي‌دانند و از خون سیاوش گياه پرسياوشان به فراواني در اين منطقه روييده است. « سياوش فرزند كيكاووس بود … بنابر روايات كهن، فرّ كياني چند گاهي به سياوش پيوسته بود و مانند همه كيان خود، چالاك و پرهيزگار و بزرگ‌منش و بي‌باك بود …. سرانجام افراسياب فرمان قتل سياووش را صادر كرد و خون شاهزاده معصوم بر زمين ريخت.

Shahdezh Summit - 2802 m / Qaleh Village

عزاداران حسینی از روستای قلعه. قله شاهدژ در پس زمینه دیده می شود. عکس. ارسلان بابایی تیلکی

فردوسي مي‌گويد:

به ساعت گياهي از آن خون برُست      جز ايزد كه داند كه او چون برُست

گيا را دهم من كنونت نشان                كه خواني همي خون اسياوشان

بسي فايده خلق را هست از او           كه هست آن گيا اصلش از خون او » (2)

Shahdezh & Baladeh 03

قله شاهدژ و روستای بالاده از دامنه های جنوبی رشته کوه چهارنو. عکس: عین اله آزموده

روستاي بالاده در گذشته‌هايي نه چندان دور و قبل از اصلاحات ارضي رژيم پهلوي، از چنان رونقي برخوردار بوده كه مركز اداري منطقه به حساب مي‌آمد، كشاورزي و دامداري، وضع اقتصادي خوبي را براي مردم فراهم كرده بود و مردم با وجود زمستان سخت و طولاني تمام سال را در آنجا ساكن بودند اما امروزه با وجود بيش از هزار خانوار كه به صورت فصلي به بالاده مي‌روند، تنها ده خانوار ساكن دايمي  بوده و بقيه براي امرار معاش و زندگي بهتر روانه شهرهاي ساري، نكا، بهشهر و روستاهاي اطراف شدند و كشاورزي و دامپروري از رونق افتاده است. اهالي منطقه در تابستان براي فرار از گرماي مرطوب و طاقت ‌فرساي دشت مازندران به دامن شاهدژ و ييلاق خوش آب ‌و هوا و تقريبا سرد بالاده كه زبانزد مردم استان مازندران است، كوچ مي‌كنند.

Bala Deh - shahdezh 01

کوهنوردان گروه چکاد ساری در راه صعود زمستانی به قله شاهدژ. آیا دوباره می توانم در زمستان به قله شاهدژ صعود کنم؟ عکس: عین اله آزموده

شاهدژ محل بسيار مناسبي براي عاشقان طبيعت بكر و مشتاقان صخره‌نوردي است، ارتفاع 500 متري قله سنگي آن كه با زاويه‌اي 90 درجه قد برافراشته، بي‌گمان هر صخره‌نورد، سنگ‌نورد و ماجراجويي را به سوي خود جلب مي‌كند.

Bala Deh - Shahdezh 23

صعود کوهنوردان بالادهی و تهرانی به قله شاهدژ. عکس: عین اله آزموده

در استان مازندران، براي رسيدن به شاهدژ و بالاده، بايد از جاده آسفالته ساري به كياسر (در حدود 45 كيلومتر) استفاده شود و قبل از كياسر از سه ‌راهي « قهوه‌خانه دارپِشت » به طرف جنوب از جاده آسفالته راه خود را كج كرده و بعد از گذر از كنار روستاي خُلرد، و طي جاده شن ‌ريزي‌شده به روستاي ايلال و آغوزگاله (حدود 30 كيلومتر) كه از ميان دره‌ها و جنگل‌هاي زيبا مي‌گذرد، به بالاده رسيد و اگر مسافران از استان‌هاي جنوبي مازندران باشند ( تهران و سمنان و …) بعد از عبور از شهرهاي سمنان، مهدي‌شهر (سنگ‌سر) و شهميرزاد از جاده آسفالته سمنان ـ كياسر، به فولادمحله (80 كيلومتر) مي‌رسند و پس از عبور از فولادمحله ( 5 كيلومتر) در سه ‌راهي بالاده و از جاده خاكي ( 14 كيلومتر ) به روستاهاي واوسر ، تيله‌بن و سپس بالاده مي‌رسند. ناگفته نماند كه از ميدان افسريه تهران تا بالاده 320 كيلومتر فاصله و حدود 4 تا 5 ساعت راه است.

Baladeh & Shahdezh 001

روستای بالاده و قله شاهدژ در یک صبح زمستانی. عکس: ارسلان بابایی تیلکی

با گذشت قرن‌هاي پرحادثه تاريخ مازندران، شاهدژ همچون ديو سپيد پاي دربند، استوار ايستاده و نظاره‌گر گذر ايام است. آن زمان كه در روزهاي خنك تابستان، مه غليظ دامنه‌هاي آن را مي‌پوشاند اگر بر بلنداي شاهدژ و كوه‌هاي مشرف به آن ايستاده باشي، دريايي از مه را در زير پاي خود خواهي ديد، در بامدادان كه اشعه طلايي خورشيد بر يال سفيد شاهدژ مي‌تابد و يا وقتي كه در زمستان، قله و دامنه آن از برف سفيد پوش شده و تشخيص آنها غير ممكن است، هيچ واژه‌اي قادر نيست ابهت و زيبايي آن را توصيف كند و زبان از ستايش آن همه عظمت و غرور باز خواهد ماند.

Bala Deh - Shahdezh 8

صعود کوهنوردان بالادهی و گروه چکاد ساری به قله شاهدژ. عکس: عین اله آزموده

در وصف شاهدژ هر چه بگويم، نمي‌تواند صلابت، بزرگی و زيبايي آن را بيان كند و شايد شعر زير مصداق اين درماندگي باشد:

چِكِل اي كوه بلند،(3)

 آن همه لطف به قاب واژه

هوسي را به عبث دم زدن است

منظر چشم من و قامت تو

جام بشكسته به دريا زدن است (4)

……………………………………………………………

 پاورقی:

1 ـ فرهنگ اساطير، دكتر محمد جواد ياحقي ، انتشارات سروش ، چاپ دوم ، تهران ، 1375 ، ص 344

2 ـ  همان ، صص 263 و 264

3 ـ چِكِل = در زبان تبري تخته ‌سنگ‌هاي بسيار  بزرگ و يا ديواره‌هاي  سنگي كوه را مي‌گويند.

4 ـ شعر از نوار چكل سروده استاد محمد علي كاظمي شاعر خوش‌ ذوق مازندراني كه در بهار سال 1354 آن را به صورت دستي ضبط كرده، گرفته شده است.

……………………………………………………………

استفاده از این مطلب و تصاویر با ذکر نام نویسنده و عکاس ( عین اله آزموده ) و لینک سایت سادوا  بلامانع است .

نوشته های مشابه

11 دیدگاه

  1. از حضور پرمهرتان بر قله شاهدژ و توصیه های تان سپاسگزاریم. امیدواریم در درجه اول خود کوهنوردان و در درجه دوم مردم عادی و نهادهای مسئول برای پاسداری از این قله زیبا و طبیعت اطرافش تلاش کنند.

  2. سلام و درود فراوان
    من زیاد قله شاهدژ رو فتح کردم از مسیرهای عجیب و بسیار سخت، ناگفته نمونه آثار عجیب، زیاد دیدم. از جمله ورودی های عجیب، سنگهای عجیب که از کوه رانش کرده بودن
    ای کاش این آثار تاریخی حفظ میشد.
    به کوهنوردها پیشنهاد میکنم با تجهیزات کافی این قله رو فتح کنند. حیوانات هیچوقت انسان ها رو تهدید نمی کنند. فقط مراقب مارهای کوچک قرمز رنگ باشین که بسیار زهرآلود و خطرناکند.
    بنده کوهای زیادی رو فتح کردم و شاهدژ جز زیباترین مسیرهای کوهنوردی رو داره که هر سال علاقه دارم دوباره این کوه زیبا رو فتح کنم.
    ای کاش این منطقه از افراد سودجو که باعث تخریب آثار تاریخی میشن به دور باشه.

  3. سلام ویژه حضور آقای آزموده و اهالی محترم desar eshmar
    مٍن اصلٍا شاهدِز نشیویمه. شِمه حِضور پِر رنگ در بالاده باعث بوییِه که افتخار صعود به شاهدِز مِن و اَمه خانواده ی نصیب بووئه. مِن هیچ وقت خاطره ئه اون روز رِ یاد نکامبه و خاطر جمع هستمه که دیگه خاطره اون روز به غیر از دئیین در کوه نوردی تکرار نوونه. همیشه خدا جه خامبه ( خاهامبه با لهجه اصیل ) شما ره خِئر هادیه که بانی خئر بوینِه و مَردِمِ عزیز بالاده رِ سالی یک بار هم هسته دور هم در کنار طبیعت قشِنگ و جِنگل و خِرابه جمع کاندِه تا اگِه هِده رِ نِشناسِنه، هِدِه جِه اُشنا بَوُوئن. خارِتن داری و شِمه خانابِدن.
    ………………………………..
    سادوا: شِم ویستی داعا کامبِه کِه همیشِک خارِ تَن دارین و شِمِه کوهنَوِردی بَرقِرار بُوئِه. بالادی ها و دِسرشِماری ها اَگِه خاش چِش رِ خارِک وا هاکُنِن ، وِشونِ دُر و ور خِلِه خارِک کوه و قله دَرِه که وِندِه وِشون جِ استفاده هاکُنن. شِمِه دستِ دُر که گاه گادِر اِتّا چی نویسِنـنِه.

  4. با سلام و ادب و احترام/ خیلی از دیدن تصاویر صعود لذت بردم. کاش من هم بودم. از عکسها کاملاً معلوم است که صمیمیت و نظم موج می زند. در ضمن خیلی برایم جالب بود که دو کوچولو هم برای صعود همراه گروه بودند. واقعا دست مریزاد.
    ……………………………..
    سادوا: سلام بر آسمان. ما زمینی های کوهنورد که تاکنون حدود 10 صعود با هم داشتیم، حتی یک مورد هم رفتار غیر صمیمی از کوهنوردان بالاده و قلعه و پایین ده و … ندیدم. خوشختانه همه خود را جزیی از دوسرشمار بزرگ می دانیم که صمیمیت و دوستی و شناخت زیبایی های طبیعت منطقه را هدف اصلی در این صعودها می دانیم. جای شما همیشه در کنار ما خالیست.

  5. سلام. مطالب جالب و خواندنی و مفیدی بود. من هم در کتابی بنام تاریخ مازندران از آقای اسماعیل مهجوری مطالبی در مورد قله شاهدژ خواندم. ایشان می نویسند که سیدظهیرالدین در تاریخ مازندران و اعتمادالسلطنه در تاریخ التدوین فی جبال الشروین نوشته اند که سلطان محمد خوارزمشاه زنان و خزانه خود را در زمان حمله مغولها به خراسان، به دژ ایلال سوادکوه فرستاد و خود از خراسان به عراق روانه شد.مهجوری می نویسند خان مغول دو تن از سرداران خود بنام جبه و سبتای را بدنبال پادشاه آشفته فرستاد. یمه به مازندران رفت و مردم ساری و رویان را کشت و وقتی شاه را نیافتند در اوایل سال ششصد و هفده هجری برگرد دژی که پناهگاه زنان شاه بود نشستند .این دژ که بیشتر روزهای سال ابرنشین و بارانی بود همین که پای ترکان خاتون به آنجا رسید آفتابی شد. گویی آسمان بر آنها سخت گرفت و تا چهار ماه به دژنشینان یک جرعه آب نداد. اما روزی که مادر شاه از تشنگی به جان آمد و تسلیم شد سیل باران آب چندین ساله دژ را تامین کرد.
    ایشان در ادامه می گویند مورخان دژ ایلال را در سواد کوه می دانستند ولی امروزه در فهرست اداره ثبت آمار در دودانگه هزارجریب (چهاردانگه) که شاخه کوه البرز است دیه ای است بنام ایلال. خلاصه اینکه در برابر و پیوست به کوه ایلال کوهی است سر به فلک کشیده که آنرا شاهدژ می گویند. این دژ بسیار بلند و سهمگین تنها یک راه دارد ان هم سخت دشوار که روزگاری پناهگاه و سنگرگاه اسپهبدان باوندی بوده است.
    این مطالبی بودکه مولف در کتابش نوشته است و من هم با کمی خلاصه برای شما نوشتم .امیدوارم مطالب مفیدی بوده باشد.
    با تشکر .شمه خانابدون
    ………………………………………..
    سادوا: سلام آقا هادی. مطلب بسیار عالی بود و از زحمت شما سپاسگزارم. لطفا مشخصات کتابهای نام برده شده در مطلب را (نام کتاب، نویسنده، انتشارات، سال چاپ، ناشر و … و شماره صفحه هایی که این مطلب در آن نوشته را برایم بفرست.

  6. سلام. انشاالله که هر چه زودتر این کسالت هم از شما و هم از آقای قاسم پور بر طرف شود. به امید دیدن دوباره شما و آقای قاسم پور بر فراز قله شاهدژ.
    با تشکر
    …………………………….
    سادوا: سلامت و تندرست باشید و به امید دیدن شما در بلندای شاهدژ که تاکنون این دیدار نصیب ما نشده است.

  7. سلام آقای آزموده.
    جوابیه شما در همین کامنت بالا به آقای قاسم پور یعنی “با کامین لنگ بوریم؟” مرا نگران کرد که نکند خدای نکرده اتفاقی برای شما افتاده باشد. آیا کامنت فوق را محض شوخی فرمودید یا اینکه برای پای شما خدای نکرده کسالتی پیش آمده است؟ با تشکر.
    …………………………………
    سادوا: گَگِه سَلُم. مِن که لَنگ کال بویمِه. سه چار ماهه که زوندی رِ عمل هاکاردمه و اِسا عصا پشتی راه شومبه. نادل گارون نواش. خادش کور وُنِه خار وُنِه. زمستُنِ سردی و سرمایی که سر بَوُءِ و پیرزنی چِلّه بِگذِره، مِن ئِم تیکاء واری دودوک کشمبه و راه کَفِمبِه. آقا کمیل ئِم دیسک کمر بئیتِه و این روزا فیزیوترابی کانده. خارِ تَن داری ایشالله و تِنِ خانابدُن.

  8. به نظر می رسه که جای خوش آب و هوایی است. من خوشم اومد.
    ………………………………
    سادوا: ما سایت های منطقه مثل بعضی ها هرگز نمی گوییم که اینجا قسمتی از بهشت است ولی دوسرشمار یکی از زیباترین و خوش آب و هواترین ییلاقات ایران است. جای شما خالی.

  9. جناب آزموده عزیز. از مطلب بسیار شیوا وآموزنده شما لذت بردم. امید که تلاشهای بی شائبه شما باعث شکوفائی منطقه دوسرشمار گردد. سربلندی و سرافرازی مردم منطقه را از خداوند منان عاجزانه مسئلت می نمایم.
    ………………………………
    سادوا: سلام جناب زائری عزیز و سپاس از نوشتن دیدگاه. شما همیشه باعث دلگرمی ما در راه رشد فرهنگ دوسرشمار هستید.

  10. اين سرقت و كپي از سايت ها و برداشتن مطالب ديگران و به اسم خود نوشتن متاسفانه مشكليه كه فقط توي ايران اتفاق مي افته و با داشتن گروه ويژه پليس اينترنت و محاكم قضايي حامي مولفان و مصنفان، باز هم عده اي سرقت هاي ادبي مي كنند و دست مالباخته از همه جا كوتاهه.
    این مطلب زیبا هم که از سرقت بی سوادان که نمی تونن دو خط مطلب بنویسند در امان نمانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا