معرفی شخصیت های بالاده: کربلایی سیدآقا ساداتی معروف به «کِل سِدآقا» / نوشته سیدعقیل ساداتی تیله بنی/ مرحوم کربلایی سیدآقا فرزند سیدحسین ساداتی بالادهی که سال تولد ایشان معلوم نشده است. مرحوم سیدحسین ۵ پسر داشت و کربلایی سیدآقا ساداتی فرزند پنجم بود.  آنچه که از قول پیران و نوشته موجود در آرامگاه مرحوم «کِل سِدآقا» معلوم و مشخص است، ایشان از اهالی روستای بالاده بودند که در ایام مهاجرت به علت ساکن بودن پدرشان در روستای بَرگِه ساری، خود نیز در برگه دارای یک خانه ای گلی بود که به آن کومه می گفتند. ایشان در بین مردم این روستا از احترام بسیار بالایی برخوردار بوده اند. با دو ازدواجی که انجام داده متاسفانه دارای فرزندی نشد و دو فرزند خوانده داشت که خیلی به این دو علاقه مند بودند؛ یکی مرحوم اصغر کاردگر بالادهی فرزند اسدالله ( متولد ۱۲۹۴ – وفات ۱۳۲۷) که در دوران جوانی و دو سال قبل از وفات «کِل سِدآقا» به رحمت خدا رفت و فراوان نقل شده است که «کِل سِدآقا» به شدت از این ماجرا متاثر و دردناک بوده و وصیت کرده بود که مرا در کنار «اصغرجانم» دفن کنید که در سال ۱۳۲۹ «کِل سِدآقا» به رحمت خدا رفته است. دومین فرزندش «مشهدی ولی الله واوسری» فرزند علی ( متولد ۱۲۹۰ – وفات ۴/۲/۱۳۸۲ ) بود که هم وصی و هم خادم زیارتگاه «کِل سِدآقا» بود و قبرش در کنار قبر «کِل سِدآقا» می باشد.

لازم به ذکر است که در لفظ محاوره ای عامیانه روستای برگه و منطقه دوسرشمار (روستاهای بالاده، پایین ده، تیله بن، قلعه و واوسر بخش چهاردانگه ساری) و دیگر روستاهای مازندران، کربلایی سیدآقا به صورت مخفف، «کِل سِدآقا» و یا « کِرب سیدآقا » بیان می شود و در نوشتن هم مانند گفتار عموم از کلمه ی «کِل سِدآقا» استفاده گردید.

 لازم به ذکر است قبر عموی «کِل سِدآقا» یعنی مرحوم سیدعلی اکبر ساداتی و دو نفر از برادرزاده هایش  نیز در آرامگاه آن بزرگوار می باشد.  در حال حاضر فرزند مشهدی ولی بنام  کربلایی نورالله واوسری خادم و خدمتگزار زائرین بارگاه کل سید آقا می باشد.

مزار مرحوم اصغر کاردگر بالادهی و مرحوم مشهدی ولی واوسری ۲ فرزند خوانده کل سید آقا واقع در آرامگاه کل سید آقا در روستای برگه

 در نوشته ای که در داخل زیارتگاه نصب شده و به اثر انگشت مشهدی ولی الله واوسری رسیده، در قسمتی چنین نقل شده  است که :« کل سیدآقا حدود ۱۵۰ فرزند خوانده ی  آزاده شده داشته  است. ظاهرا بعد از اینکه این فرزندان بوسیله دعا و دَم «کِل سِیدآقا» شفا می گرفتند ، سید آنان  را در قبال سه صلوات به والدینشان می فروخت. »

 

 از کربلایی نورالله واوسری هم مطالبی از زبان پدرش به صورت تصویری ضبط کردم، که حاوی مطالبی از کرامت «کِل سِدآقا» می باشد و در جایی ذکر می کند: «کِل سِدآقا» قبل از رفتن به کربلا به پدرم مشهدی ولی گفته که قبر مرا در همین جای فعلی قرار بده، من بعد از برگشت از کربلا سه روز بیشتر زنده نخواهم بود و همین هم شد. ایشان هم چنین می گوید که بیشتر زائرین آقا از اطراف و روستاهای مازندران هستند. هر ساله در مهر ماه  مراسم خرج دهی آقاجان در مسجد برگه در نهایت احترام و خیلی خوب برگزار می شود، از بچه های منطقه دو سرشمار هم دعوتی داریم. نذرورات آقا از طرف زائرین خیلی خوب است و صرف خرج دهی و بازسازی و تعمیر بارگاه «کِل سِدآقا» می گردد.

آقای واوسری نقل می کند که : وقتی به «کِل سِدآقا» شیر نذری می دادند ایشان شیر را به گارگاه پنیرسازی تحویل می دادند که خیلی بیشتر از شیر دامداران بزرگ آن روستاها بوده است.

 کربلایی نورالله واوسری خادم بارگاه کل سید آقا در روستای برگه

 قبر «کِل سِدآقا» در روستای برگه  در ۴۵ کیلومتری شمال شهر ساری می باشد که هم اکنون تبدیل به گلزار شهدای این روستا شده است. نکته جالب توجه اینکه اهالی برگه به تمام زائرین احترام خاصی می گذارند، به ویژه کسانی که از منطقه دوسرشمار باشند و به احترام «کِل سِدآقا»، احترام وی‍‍ژه ای برای آنان قایل می شوند.

آرامگاه «کِل سِدآقا» و گلزار شهدای روستای برگه

 

نمای درونی آرامگاه «کِل سِدآقا» در روستای برگه

 آنچه در ادامه می آید نتیجه گیری از گفتار بزرگان و پیران منطقه دوسرشمار و دیگر مردمان می باشد که «کِل سِدآقا» را دیده و یا از پدرانشان مطالبی در مورد ایشان شنیدند.

 دوران جوانی کل سِدآقا:

در مورد خصوصیات ظاهری «کِل سِدآقا» چنین گفته می شود، که سید در دوران جوانی، جوانی بسیار زیبا و خوش اندام و جذاب بود، چهره ای بسیار نورانی و محجوب و محبوب داشته و قدرت بدنی سید بسیار خوب بود. سید دارای اسبی قوی بوده و به اکثر روستاهای اطراف رفت و آمد داشته است. نذروات فراوانی به دست می آورد که آنها را در بین مستمندان پخش می کرد. جوانی درست کار و راستگو و صداقت پیشه بود، کسی سراغ ندارد که «کِل سِدآقا» دروغ گفته باشد و یا تهمت و افترایی به کسی زده باشد. از آنجایی که مرد بسیار ساده دل و صادق گفتار بوده کسی در ناهنجاری های اجتماعی پیش آمده، هیچ گاه به ایشان مظنون نمی شد و از نظر اخلاقی و روابط اجتماعی، جوانی پاک و عاری از تمام  ضعف های فردی غیراخلاقی بود و اعتماد مردمان بالاده و دیگر روستاها از نظر ناموسی به ایشان بسیار زیاد بود.

 دوران پیری کل سِدآقا :

 آنان که او را در پیری دیده اند، چنین می گویند که «کِل سِدآقا» در پیری قد خمیده بوده و ریش سفید و پر پشتی داشته است و در اواخر عمر عصا به دست و کوژپشت شده بود. گاهی اوقات کلاه سبز و یا شال سیاه به سر داشته. در میانسالی سفری به کربلای معلی انجام داده و به همین دلیل به کربلایی سید آقا مشهور شد.

«کِل سِدآقا» دو زن اختیار نمود که از هیچ کدام صاحب فرزندی نشد، ولی چند فرزند خوانده برای خود انتخاب کرده بود که از بستگانش بودند. بیشتر عمر سید در روستای بالاده و یا روستای برگه شهرستان ساری گذارنده شد و سرانجام هم در روستای برگه دارفانی را وداع گفته و در همین روستا نیز به خاک سپرده شد. هم اکنون مزار این سید بزرگوار زیارتگاه دوستان و آشنایان و تمام افرادی است که به نحوی سر و سودایی با ایشان داشته و دارند. مردم منطقه ی دوسرشمار و بسیاری دیگر از انسان ها در شهر و روستاهای مازندران و روستاهای دیگر مانند تویه و دروار ( تودرِوار ) دامغان که با  «چار به داری کردن» (چارواداری) با ایشان آشنا شده بودند، اعتقادی قلبی و ارادتی خاص نسبت به سید دارند و هر ساله تعدادی از دامغان به قصد زیارت قبر سید به روستای برگه می آیند. اعتقاد به جدّ «کِل سِدآقا» در بین مردم و نذر و نیاز به  ایشان هم اکنون در جامعه (به ویژه در روستای بالاده و منطقه دوسرشمار) وجود دارد.

اینجانب که خود از چند نفر مرد و زن بالای ۸۰ سال در مورد سید پرسش هایی داشتم همه به اتفاق از کرامت و کارهای سید  (که یا خود دیده اند و یا از پدران و بزرگان خودشان شنیده اند)، مطالبی بیان کردند که به صورت خلاصه و کلی از آنان نقل می کنم. در ضمن بزرگواری و کرامتی که از او در دوران حیاتش سر زده، با توجه به شناختی که از ایشان دارند، هیچ کس نمی تواند منکر این نوع قضایا باشد. در اینجا، اول نقل قول های پیران و معتمدین آورده می شود و سپس تحلیلی کوتاه از خودم ارائه می گردد.  

نمونه هایی از کرامات کِل سِدآقا :

* در شفابخشی به بسیاری از بیماران از طریق دعا و استمداد از خداوند و جدّ خویش، که چندین بیمار از بچه و جوان را با دَم شِبه ِعیسایی خود  از خداوند برایشان شفا می خواست و در چندین مورد  هم مصداق پیدا کرده و  بیمار به مرور زمان خوب شده و این اعتقاد را ایجاد کرده بود که «کِل سِدآقا» دستش و نَفَسش سَبک و شفا بخش است.  

* در برطرف کردن بسیاری از آفت های زراعی و حیوانی، کارهای خارق از عهده بشری در آن زمان از ایشان نقل می کنند که  قابل تامل و تفکر است. آنکه هر گاه چوپانی از مرگ و میر و مشکلات دامداری خود در رنج بود، به دنبال «کِل سِدآقا» می رفت و از او می خواست که در بین دام ها و یا زراعت و باغات بیاید و از خداوند طلب رفع بیماری و آفت کند و سید هم وقتی در بین دام ها و زراعت قرار می گرفت جملات می گفت و دعایی می کرد و آثار مثبت این عمل برای صاحبان دام ها و  باغات کاملا محسوس بود و به سید  هم مبلغی پول و یا وسایل دیگر می دادند. حتی نقل می کنند که چندین بار حاج یزدان، حاج حسن دهبندی و حاج گلبرار دهیندی و تعدادی از بزرگان حشم دار آن زمان  روستای بالاده هم همین کار را انجام دادند و اعتقادی عجیب به جدّ و قدم و نَفس این سید بزرگوار داشتند.

* آسان سازی بسیاری از مشکلات از طریق روحیه بخشی و دلداری به افراد؛ که نقل می کنند وقتی خانواده ای دچار مشکلات مالی و اجتماعی می شد بزرگ خانواده پیش «کِل سِدآقا» می رفت و مشکلش را می گفت و سید هم برایش از خداوند دعا می کرد و مهم تر اینکه او را دلداری و روحیه می داند و هیچگاه نشد که کسی را بترساند و یا ناامید کند. این عمل خود به خود باعث تقویت روحیه  و غلبه بر مشکلات می شد. 

* متوقف شدن چندین وسیله خطر آفرین به صورت ناگهانی در هنگام برخورد با ایشان و حتی توقف ناگهانی قطار را در زمانی که سید در داخل راه آهن خوابیده بود، نقل می کنند که  تمام کارکنان و مسافران قطار بعد از این صحنه، به این سید کمک و هدیه های فراوان داده و  در یک نقل قولی از لباس ایشان به عنوان تبرّک و تیمُّن، چیزی باقی نگذاشتند و به ایشان لباس دیگر پوشاندند. یا متوقف شدن موتور کارخانه  پنبه یا برنج که ناگهانی به این وسایل دست می زند که به گفته ی صاحبانشان، کاری بسیار خطرناک بود، ولی آن وسیله بدون اینکه صدمه ای به سید بزند متوقف می شد. از این طریق اعتماد و اعتقاد مردم به سید و جدّش و دَمش و پاکی و صداقتش بیشتر می شد، به ویژه اهالی زاغمرز (شهرستان بهشهر و نزدیک روستای برگه) با دیدن و شنیدن این گونه ماجراها، نذورات خود را با کمال میل به «کِل سِدآقا» می دادند. هم اینک نیز اعتقادی محکم در بین خانواده های زاغمرز و دیگر روستاها نسبت به ایشان وجود دارد.  

* لمس نمودن وسایل داغ و آتشین در هنگام مقابله با طعنه دیگران، که این مورد را زیاد  نقل کردند که «کِل سِدآقا» در هنگام عروسی در یکی از روستاهای منطقه روسرشمار، مورد مضحکه و بازیچه دیگران قرار گرفت و ناخود آگاه سه پایه ی داغ ( دیزی انداز که در زبان محلی به آن دیزی اندون می گویند) را از داخل آتش با دست گرفت و به جمعیت  نشان داد و در بین آنان چرخید و همه با چشم خود این عمل سید را دیده و  شاه باشی و  عطایای فراوانی داده و احترام در خور توجهی به ایشان کردند.

* نقل متواتر شده که چندین مورد اذیت و آزار به سید و خانواده و اموال و خانه ایشان از طرف اشخاص شده بود که با تعجب مشاهده کردند که در مدخل ورود خانه شان احساس ترس و وحشت از مار و دیگر حیوانات بر آنان دست داده و سریعاً آن مکان را ترک کرده و پس از سال ها به  این امر اقرار و اعتراف کرده و اعتقادی عجیبی به «کِل سِدآقا»، این مرد پاک و بی آزار پیدا می نمودند.

مطالبی که آورده شده از مجموع گفته های پیرمردان و پیرزنان منطقه دوسرشمار است که من خود  از زبان شان شنیدم و با چشم خود  این شاهدان را دیدم که به هیچ وجه نمی خواستند خلاف واقع حرف بزنند. در چند مورد مستند صوتی و تصویری هم تهیه شد. شاهدان این گونه امور از «کِل سِدآقا» که بالای ۸۰ سال سن دارند، هنوز در بسیاری از خانواده های اهالی دوسرشمار هستند که حتما نام سید و کرامت ایشان را شنیده اند  و اگر برای کسی این حرفها قبول نمی افتد، می تواند پرس و جو کوتاهی انجام دهد تا حقایق بیشتر برایش آشکار شود.

 اما نظر تحلیلی اینجانب :

به جهت اینکه قول و وعده الهی است که اگر انسان توانست خود را از پلیدی و پلشتی دنیا دور کند، می تواند کارهای عجیب و خارج از توان افراد عادی جامعه انجام دهد که نمونه اش در تاریخ ایران و جهان بسیار فراوان است. مثلا در سرگذشت بسیار از عرفا و صوفیه و دانشمندان و بعضی از دراویش و عابدان مخلص خداوند در اقصی نقاط جهان کارهایی مشاهده می گردد که قابل تامل و تفکر است. اگر چه عقل ظاهری و حسابگر در قبول آن مقاومت می ورزد، ولی در انکار این اعمال هم دستش خالی از ادله نقض کننده است. این بزرگان  نه خود را  پیامبر و امام معرفی کردند و نه اینکه کارهای خودشان را معجزه می خواندند، بلکه خود را انسانی معمولی و مطیع امر الهی می دانستند. چرا که بسیاری از کارهای عرفا و دروایش چون با چشم فلاسفه و دانشمندان علوم طبیعی مشاهده شد، در انکار و ابطال آن ناتوان بودند و بلکه به قدرت بشری افاضه شده از جانب خداوند اقرار و اعتراف می کردند. از شخصیت های گوناگون در اساطیر و افسانه های یونان باستان و زرتشتی و ایران قدیم و تا زمان ظهور اسلام، از  بهلول و ملانصیرالدین و صدرالمتالهین و تا بایزید بسطامی و گفتگوی ابوسعید ابوالخیر عارف بزرگ با ابوعلی سینا فیلسوف بی نظیر زمان و صحبت های عطار نیشابوری با یک درویش ساده ی آسمان جل، و ملاقات شمس تبریزی و مولانا جلاالدین بلخی و … بسیار خواندنی است. سر گذشت خواجه نصیرطوسی و شیخ بهایی و میرعماد و عین القضات و منصور حلاج و در همین نزدیکی ها علامه طباطبایی و آیت الله بهجت و حسن زاده آملی و الی ماشاءالله از مردان خدا که هیچ گاه تاریخ نمی تواند سرگذشت و افعال اعمال علمی و اخلاقی و اجتماعی آنان را نادیده بگیرد و با دست تدبیرگر عقل معاش اندیش، به جنگ و انکار نیروی روحی و انرژی بشری برود.

بنا بر این هر کدام از انسان های مخلص و به دور از انواع ناهنجاریها از خود  کراماتی برای مردم بروز می داند که در تاریخ ثبت و ضبط است. من نمی خواهم بگویم که «کِل سِدآقا» از عرفا و درویش مسلک و استاد و صاحب کرامت بوده است. بلکه این اعتقاد را دارم که یک انسان وارسته و مخلص و با خدا بود که از طریق استمداد از خداوند به وسیله دعا خواستن با نفس پاکش ( نه دعا نوشتن، دعانویسی، دعاگری و کاسبی راه انداختن ) گاهی کرامات و اعمال و افعالی فوق توان یک انسان معمولی برای مردم، نه برای سود جویی و کسب جاه و مقام  انجام می داد که در قلب و اعتقاد ایمانی و ذهنی مردم جا پیدا کرد و هنوز که حدود ۶۰ سال از درگذشت ایشان می گذرد، ارادت ویژه به ایشان در بین خانواده ها موج می زند که با زندگی اجتماعی مردم پیوند ناگسستنی خورده است.

در پایان از خدوند متعال استدعا دارم که به حق انسان های واقعی، ما را در تمام امور اجتماعی بینا به واقعیات و شنوا به حقایق و بی رنج از تمام آفت های زمینی و آسمانی و پاک از گناهان بگرداند. آنچه در مورد «کِل سِدآقا ساداتی بالادهی» آمده است، صرفاً یک سری مطالب تحقیقی و تحلیلی شخصی بوده و از منابع مکتوبی گرفته نشده است. بنابر این ممکن است دارای نقایص و ایراداتی بوده و نیازمند انتقادات و پیشنهادات شما خواهد بود و من نیز با صحه صدر تمام نظرات دوستان مطلع را به جان پذیرا هستم، تا به نام آنان، مطالب مفید و ارزشمند تاریخی برای آیندگان ثبت و ضبط  گردد.

در پایان تصویر چند تن از بزرگان منطقه دوسرشمار و تویه و دروار که مطالب ارائه شده مورد تایید آنان می باشد، آورده می شود :

۱- حاج میر شعبان ساداتی بالادهی برادر زاده کل سید آقا

۲- مشهدی علی عالی قلعه

۳- مشهدی عیسی عالی  قلعه

۴- کربلایی شعبان فولادی

۵- حاج سید محمد ساداتی بالادهی

۶- حاجی فولادیان از تویه دروار

۷- کربلایی میر شعبان موسوی تیله بنی

۸- کربلایی نورالله واوسری

سید عقیل ساداتی ۱۳۹۰/۱۱/۱۵  نقل از سایت وزین دوسرشمار

…………………………………………………………………………….

انجمن فرهنگی سادوای بالاده از جناب آقای سیدعقیل ساداتی تیله بنی که در زمینه فرهنگی منطقه دوسرشمار بسیار پرتلاش می باشند و نیز بخاطر تهیه این پژوهش، صمیمانه سپاسگزاری کرده و امیدواریم که پژوهش های ایشان به زودی در قالب کتاب های ارزشمندی برای مردم منطقه ما به یادگار بماند.

authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاريخ : ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
entry نظرات دیگران در مورد این مطلب

با سلام و با تشکر فراوان از آقای ساداتی خیلی مطلب جالبی بود هم کامل و هم جامع

البته شخصیتهای دیگری هم در بالاده داریم مانند شیخ حیدر اگر امکان دارد در باره ایشان هم مطلبی بنویسید متشکرم

با تشکر از نگارنده ارجمند و مدیریت محترم سایت سادوا. پرداختن و معرفی اینگونه شخصیتهای معنوی، احیای ارزشها و بازگشت به هویت اصیل دینی مذهبی جوانان عاشق به معنویت می باشد. امید واثق دارم همواره در این مسیری که گام بر داشتید موفق و موید باشید . دوام توفیقات شما را از درگاه خدای متعال مسئلت دارم

با تشکر فراوان از جناب آقای ساداتی
واقعا” و انصافا” فوق العاده است و مانند یک مقاله علمی به تشریح این عالم فرزانه پرداختند. لطفا” اطلاعاتی در مورد شیخ حیدر ، حاج حسن ، حاج گلبرار و … در سایت قرار دهید. با تشکر.

باسلام و تشکر لطفا از شیخ حیدر هم مطالبی در سایت بگذارید