داستان، شعر، موسیقی

شعر مازندران/ بهمن حاجی حسینی

  مازندران/ سرزمین سرسبز و زیبای مازندران با تاریخی کهن به پیشینگی زندگی بشری، با افسانه ها و اساطیرش زبانزد اقوام ایرانی است و رشادت های مردمانش در دفع متجاوزان و بیگانگان از اقوام آریایی گرفته تا حمله اسکندر مقدونی و مغولان و اعراب همواره برگ های زرینی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران را به نام خود ثبت کرده است. از این رو، شاعران و سرایندگان ازین موضوعات چکامه های زیبایی به یادگار گذاشتند که فردوسی بزرگ سرآمد همه آنهاست. آقای بهمن حاجی حسینی (روستای اورنگ، کجور نوشهر) چکامه زیر را برای مازندران سروده و جهت انتشار در سایت سادوا برای ما فرستاده است که از لطف ایشان صمیمانه سپاسگزاری می شود.

ز مازندران این بهشت زمین

بگویم برایت نگارا چنین

بر این دِیر سرسبز و آباد ما

معاند کجا کشت فریاد ما

ز ایام دیرین یل و پهلوان

برآمد ز این ملک مازندران

بر این ادعا چون برآرم گوا

ز آرش فـداکار بی ادعـا

همان مرد نامی یل بی مثال

نگنجد همی غیرتش در خیال

به البرز تیری ز جانش کشید

به جیحون نشست و زمین را درید

دگر مرد تاریخ مازندران

که فرخان، شه عادل و پر توان

به ترکان و اعراب او حمله برد

از این خاصمان گوی سبقت بِبُرد 

سراسر به تاریخ مازندران

کجا کوتهی دیدی از مردمان؟ 

ز این مردم با صفا و غیور 

نبینی که فرمان پذیرند به زور 

به هر عرصه ایی در نبرد و قیام 

ز همت گذارند سنـگی تمام

به تاریخ ما گر نظر افـکنی

خیانت کجا بینی از مازنی!

ز دریا دوات و ز جنـگل قلم

همه جن و انس، پشت و همکار هم

نویسند گر از حسن این مرز و بام

ز مطلب بماند ز جوهر تمام

خلاصـه بگـویم ز مازندران

نگینی ست زیبا به تاجی گران

 

بهمن حاجی حسینی، روستای اورنگ، کجور نوشهر

24 مهر 1397

 بالاده/ شعری از بهمن حاجی حسینی/ روستای اورنگ، کجور نوشهر

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا