لقب دادن به افراد در روستای بالاده/ دادن لقب و یا صفت به انسانها از دیرباز و در تمامی فرهنگ های دنیا رسم بوده و هنوز هم ادامه دارد. در گذشته ‌های دور که شناسنامه مرسوم نبود و یا شناختن افراد با نام خانوادگی رایج نبود، و هم چنین تشابه فراوان نام کوچک در بین مردم بالاده (بخش چهاردانگه ساری) و برای شناختن آدمها و شناساندن به دیگران، افراد را به چند روش نامگذاری کرده و یا لقب می دادند و این نامگذاری خیلی زود در بین مردم فراگیر می‌شد و آن شخص از نام های مشابه تمیز داده و هم دیگر را بهتر ‌شناسایی می کردند.

این نامگذاری امروزه اگر چه کمتر شده اما کم و بیش ادامه داشته و معمولن به صورت پیشوند یا پسوند انجام می‌گیرد و افراد از زن و مرد با پیشوند و یا پسوندی و یا نام خانوادگی و …. شناخته می شوند.

در این پژوهش کوتاه به علت این نامگذاری‌ها و نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود و به دلایلی که برای این نامگذاری ها و لقب دادن ها به ذهنم می رسید و افرادی که می شناختم اشاره می کنم. شایان گفتن است که در گذشته، لقب دادن افراد از روی  عیب‌های ظاهری و یا نسبت دادن صفت های ناپسند در میان مردم مرسوم بوده و خوشبختانه امروزه به ویژه در سه چهار دهه گذشته این موضوع بسیار کم شده و اکنون بیشتر افراد را با نام خانوادگی یا به نام پدر و مادرشان می‌شناسند. (در این مقاله از آوردن نام حقیقی افراد با پیشوند و پسوند ناخوشایند و یا عیب های ظاهری خودداری شده است).

۱ . لقب دادن بخاطر صفات ظاهری و زیبایی.

اگر کسی چشمان زاغ داشت، پسوند زاغ را برایش بکار می‌بردند: حسن زاغ، سکینه زاغ، عینول زاغ و  … اگر شخص دارای ابروی بلندی باشد او را «گال ابرو» می خوانند و اگر کسی سبیل بلندی داشته باشد او را با پسوند سبیل می شناسند: محمود سبیل، حسین سبیل، و اگر ریش بلندی داشت او را ریش یا ریشی می نامیدند: مسیب ریش، و …

۲ . لقب دادن بخاطر ویژگی های علمی و ادبی. مانند: شِخ حِدِر، مُلاعلی، و مُلا فاطمه، علی مدیر، دکتر حُسنَعلی، اکبر شعرخون و …

مرحوم آشیخ حیدری کاردگر از عالمان بزرگ اواخر قاجار و پهلوی اول بود.

ملاعلی و ملافاطمه توبه نیز هم دوره با آشیخ حیدر بودند و ملاعلی از مرحوم آیت الله ابوالحسن موسوی حسن اصفهانی مامور پاسخگویی به امور شرعیه و جمع آوری وجوهات بود. ( مطلب در باره ملاعلی)

زنده یاد علی چهاردهی فرزند مرحوم یدالله نیز بواسطه سوادی که داشت و به کودکان بالاده سواد می آموخت، به این نام خوانده می شد.

هم چنین نام «دکتر حُسنَعلی» برای آقای حسینعلی توبه که درمانگر تجربی و ماهری می باشد، بکار می رود. وی در طی ۴۰ سال گذشته جان بسیاری از مردم بالاده و روستاهای اطراف را بواسطه تشخیص به موقع درد و دادن داروی مناسب نجات داده است.

اکبر کاظمی پدر شهید شعبان کاظمی معروف به اکبر شعرخون که شعر می سرود و آواز محلی می خواند و بدین خاطر چنین لقبی گرفت.

۳ . لقب دادن بخاطر ویژگی های پهلوانی. مانند: روحل پهلوون.

زنده یاد روح الله کاردگر معروف به روحل پهلوون و حاج روحل، کشتی گیر و پهلوان نام آور بالاده که در اواخر دوره قاجار و پهلوی اول می زیست و در رشادت و مردانگی سرآمد پهلوانان مازندران هم دوره خویش بود. (حکایتی شنیدنی از ذبیح پهلوان و پهلوان روحل کاردگر بالادهی)

۴ . لقب دادن بخاطر شغل. مانند: ابطالب نفتی، عبدول قلی‌چی، علی اصغر خیاط و …

مرحوم ابوطالب کاردگر که در اواخر دوره قاجار و پهلوی اول زندگی می کرد، شغلش چارواداری بود و نفت و نمک به روستاهای مختلف در اطراف بهشهر و گلوگاه می برد و از این راه روزی حلال کسب می کرد. عبدول قلی چی که اهل تودروار دامغان بوده، تابستان ها را در بالاده به مسگری مشغول می شد و بدین خاطر به عبدول قلی چی معروف شد. مرحوم علی اصغر علامه قاسمی که به شغل خیاطی مشغول بود و بدین پسوند نامیده شد.

۵ . گذاشتن نام مادر در پیشوند فرزند: گاهی مادر بیشتر از پدر فرزند معروفیت داشت و گاه بخاطر مرگ پدر کودک، مردم آن کودک را به نام مادرش می‌شناختند و نام مادر را در پیشوند نام فرزند می گذاشتند. در بالاده رسم است که نام جوان متوفی را کمتر بر زبان می‌آورند، و فرزند را بنام مادرش نامیدند. : شَهرنُومندلی (محمدعلی فرزند شهربانو)، گالباجی عبدالله (عبدالله فرزند گل باجی). جِوِر عبدالله (عبدالله فرزند جواهر).

۶ . گذاشتن نام پدر در پیشوند نام فرزند: این نامگذاری بیشتر به خاطر نام‌های مشابه فراوان در بالاده استفاده می‌شود و از این رو نام پدر را در پیشوند نام فرزند استفاده می‌کنند: صادق مندلی، حاج حسن مندلی، حاج گالبرار مندلی، طهمورث سکینه، حاج حسن سکینه، حاج یزدون سکینه، مَمسِن کریم (کریم فرزند محمدحسین ساداتی)، مِلا کریم (کریم فرزند ملا محمدمهدی توبه)، و …

هم چنین نام محمد دهبندی در بالاده زیاد هستند و به ناچار می بایستی روشی برای شناسایی این افراد بکار گرفته می شد. در سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ در مدرسه راهنمایی آیت الله کوهستانی بهشهر، سه محمد دهبندی در یک مدرسه درس می خواندند و معلمان برای شناختن آنها نام پدرانشان را جلوی نامشان می نوشتند. مثلن محمد دهبندی علی، محمد دهبندی اسکندر و محمد دهبندی گلبرار.

۷ . گذاشتن نام پدر در پیشوند نام فرزند و نوه: گاهی نام دو نسل در پیشوند نام فرد اضافه می‌شود. زیرا پسر و یا دختر را بنام پدرش می شناختند و فرزندان آنها را نیز بنام پدر یا مادر و پدربزرگ می شناختند: طهموث سکینه تقی (تقی فرزند سکینه نوه طهمورث)، اسدول حیبولله عزت (عزت‏الله فرزند حبیب‏الله و نوه اسدالله)، کِل خلیل اِوریم میثم (میثم فرزند ابراهیم و نوه کِل خلیل) و ….

۸ . گذاشتن نام محل سکونت قبلی: برای افرادی که بصورت مهاجر به بالاده می‌آمدند نام محل سکونت قبلی آنها را در پسوند نامشان اضافه می‌کردند: عباس کامشی، اصغر کامشی، هاشم کامشی و … که بالادهی‏ها به اهالی سمنان و روستاهای اطراف آن به ویژه روستاهای تویه و درواز که به بالاده رفت و آمد داشتند و محصولات باغی برای فروش می آوردند و یا در بالاده مغازه های فصلی داشتند، کامشی گویند که همان کومشی (قوم کومس باستان) می‌باشند. اصغر تِلوِنی (اصغر اهل روستای تیله بن)، حاج فتح الله وایسری (حاج فتح الله اهل روستای واوسر)، رمضون قَلسَری (رمضان اهل روستای قلعه)، سکینه پولا (یعنی سکینه اهل فولادمحله که بالادهی ها به مردم فولادمحله در ۱۵ کیلومتری شرق بالاده، به اختصار پولا می‏گویند که همان مخفف پولاد و اهل پولادمحله است).

۹٫  پسوند صغیر: وقتی پسری در کودکی پدر خود را از دست می داد، او را صغیر می خواندند و در پسوند نامش، صغیر (پدر از دست داده) بکار می بردند. ممدصغیر، علی صغیر و …

۱۰ . تشبیه افراد به اشیاء، ظرفها و یا لوازم خانگی: اگر کسی صورت مربع شکل و یا پَخ با بینی کوتاه داشته باشد او را «دیم دزه بادیه» می نامند. (بادیه به ظرفی مسی کوچک و پهن گفته می شود که زیرش کمی قوس دارد و دیم دزه بادیه یعنی کسی که صورتش مانند بادیه دمر شده است). به آدم بینی کوتاه، کال مُخ می گویند: رجب کال مخ. به آدم قد بلند، پسوند بِلِند می دهند: ممد بلند.

۱۱ . اگر کسی در کودکی دیر راه افتاده باشد، پسوند شِل را برایش بکار می برند. اکبر شِل، ممدشِل، مریم شِلُو و …

۱۲ . اگر کسی لکنت زبان داشته باشد، پسوند لال برایش بکار می برند: اکبر لال.

 ۱۳٫ اگر کسی کر یا گوشش سنگین باشد، پسوند غُول برایش بکار می برند: هاجر غول.

۱۴ . اگر کسی چند بار دروغ بگوید پسوند دِروو را برایش بکار می برند. ممد دروو، حسن دروو و ….

۱۵ . پسوندهای مذهبی که بواسطه زیارت از اماکن مذهبی چون مکه، کربلا و مشهد برای زن و مرد بکار می رود: حاج رمضون، حاج میرزامون، حاج زهرا، کِل رَحمون، کِل فاطمه، مشد یعقوب، مشد اومِنه و …. (حاج میرزمان رضوی بالادهی، بزرگمردی خداشناس)

۱۶ . گاهی برخی صفات شخص را به صورت پنهانی و در جمع های خصوصی بکار می‏برند طوری که به گوش شخص نرسد. این نام گذاری گاهی برای شناختن فرد است و گاهی برای استهزاء و تمسخر قراردادن. فلانی گی اَری، فلانی دِزد، فلانی سِمِل و …

۱۷ . برخی افراد با پسوند فامیلی شان معروف هستند: قاسملی دیوبند، حاج حسن دهبندی، درویش خسروی، کِل مصطفی چهاردهی، عینول آزموده و ….

۱۸ . گاهی کهنسالی عاملی برای شناسایی فرد و یا فرزندش می شود: پیر ولی (چهاردهی) و پیرولی سیفول (یعنی سیفول فرزند پیر ولی)، و …

۱۹ . گاهی صفتی را بر شخص می دهند که جدید بوده و به نوعی با رفتار و کردار شخص ارتباط دارد. لیلا رادیون. یعنی لیلا که خبرها را بین مردم پخش می کند. اکبر بی بی سی (برای شخص فضول بکار می رود/ بی بی سی: بنگاه سخن پراکنی بریتانیا).

۲۰ . در سال های گذشته برخی افراد با فامیلی و مدارک تحصیلی هم شناخته شده هستند: مهندس قربانی، دکتر کاردگر، مهندس صادقی فر و ….

نوشته: عین‌اله آزموده/ پژوهشگر فرهنگ عامه

خرداد ۱۳۹۶

 

authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاريخ : ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
entry نظرات دیگران در مورد این مطلب
اکبر امامی نوه مرحوم میرتراب گفت

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت آقای آزموده بخاطر جمع آوری و نشر چنین اطلاعاتی به جهت شناساندن بیشتر افکار و طرز فکر روزگاران قدیم مردم بالاده.
دست مریضاد خسته نباشید .
آقای آزموده با توجه به استفاده و بازدید کمتر مردم از سایت سادوا بعلت استفاده از برنامه هایی مانند تلگرام و غیره ولی شما همچنان ادامه میدهید خسته نباشید. انشاالله برقرار باشید.

سادوا: درود بر جناب آقای امامی. در عرصه اطلاع رسانی و فضای مجازی، یک مقایسه ای وجود دارد به این گونه که اگر وب سایت را به کتاب تشبیه کنیم، برنامه هایی مانند تلگرام و واتساپ و … را باید به روزنامه تشبیه کرد.
کتاب و وب سایت ماندگاری داشته و قابل استناد هستند اما روزنامه و تلگرام و … شاید ماندگاریشان به یک نیم روز هم نکشد و فراموش می شوند.
سپاس از توجه و مهربانی تان.