گذری بر ژرفای تنهایی نیمایوشیج / به بهانه ۲۱ آبان، سالروز تولدش/ علی اسفندیاری، که بعدها نام نیما یوشیج را بر خود گذاشت، در ۲۱ آبان ۱۲۷۶ در روستای یوش از توابع کوهستانی نور مازندران به دنیا آمد و بعد از ۶۴  سال زندگی بر اثر بیماری ذات‌الریه در ۱۴ دی ۱۳۳۸در تجریش تهران چشم از زندگی فرو رفت. فرصتی پیش آمد تا به همراه ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۲۰ آبان ۱۳۹۵ comment یک نظر

  حکایتی شنیدنی از ذبیح پهلوان و پهلوان روحل کاردگر بالادهی/ عبدالوهاب کاردگر/ روح الله کاردگر فرزند حاج ولی و ساکن روستای بالاده در بخش چهادرانگه (دودانگه قدیم) ساری بود و در اواخر دوره قاجار و پهلوی اول می زیست. او نیز همانند بسیاری از اهالی کوهستان، هر پاییز و زمستان برای چرای ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱ آبان ۱۳۹۵ comment یک نظر

شما هم دلتنگ بالاده هستید؟/ دلنوشته ای از محبوب توبه بالادهی/ امروز خیلی  دل تنگم! دلتنگتر از گذشته! میخواهم  برگردم به گذشته،  به  دور دورها! به زمانی که حتی نبودم، ندیدم، لمس نکردم، اما شنیدم، فهمیدم، باورش کردم تا جایی که برایم مقدس شد. قداستش روشنایی قلبم شد و دیدارش ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۹ شهریور ۱۳۹۵ comment ۲ نظر

خاطرات سیدمهدی ساداتی بالادهی از دوران اسارت/ بمناسبت ۲۶ مردا ماه ۱۳۶۹ روز بازگشت کبوتران اسیر به وطن/ در سالهای جنگ تحمیلی جوانان زیادی از روستای بالاده به جبهه ها رفتند تا با دشمن بعثی و متجاوز بجنگند. هنوز آمار دقیقی از تعداد رزمندگان در دست نداریم ولی تعداد ۱۹ تن از این ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ comment بدون نظر

دلنوشته ای پیشکش به دو فرزند عزیزمان طلبه شهید سیدیحیی ساداتی و برادرزاده اش زنده یاد سیدیحیی ساداتی/ قصه ی دو یحیی، غصه ای است از جنس ماتم و سوگ. روزی که طلبه شهید درس و مکتب را رها می کند، برخود وظیفه می داند تا در نبرد با جنود شیطان بپا خیزد و نام و یاد خویش را با ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۵ مرداد ۱۳۹۵ comment بدون نظر

  خاطره ای برای گرامیداشت روز قدس در بالاده / عین اله آزموده/ یک روز قبل از روز قدس در اواخر خرداد سال ۱۳۶۴ بود که من و شهید رسول علی نژاد و دو نفر دیگر از دوستان بالادهی و قلعه سری پس از نماز ظهر و عصر از نکا راه افتادیم و رفتیم ساری. در ایستگاه سنگ تراشان ساری سوار اتوبوس مشدقاسم شدیم و ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۸ تیر ۱۳۹۵ comment یک نظر

  گزارشی از بهسازی چشمه سر بالاده- خرداد ۱۳۹۵/ در گذشته های نه چندان دور در بالاده، چشمه سری بود و فِک داری و مردمانی مهربان و خونگرم. حضور در چشمه سر صبح و ظهر و عصر نداشت. حتی شبها هم در چشمه سر قرار دیدار با دوستان را میگذاشتیم. شاید اغراق نباشد بگویم برای  مردان بالاده، ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ comment ۲ نظر

پس از گدشت نزدیک به ۶۰ سال، وقایع روزگار کودکی را هنوز کم و بیش به یاد دارم. حتی وقتی که در گهواره بودم و با زنگوله هایی که از دسته اش آویزان بود بازی می کردم را بیاد دارم و یا مثلاً وقتی خواهر بزرگم که سه سال از من بزرگتر بود مرا از گهواره بیرون می آورد و قندداغ یا چای شیرین سرد شده ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۲۸ تیر ۱۳۹۴ comment ۹ نظر

نقل خاطره یاسر خاسب از زنده یاد حاج جبار خاسب/ به گزارش پایگاه خبری چهادانگه ساری، یاسر خاسب درباره جدیدترین فعالیت و اثر نمایشی خود در مقام کارگردان و بازیگر تئاتر فیزیکال به خبرنگار مهر گفت: وقتی با زنده‌یاد مجید بهرامی در نمایش «عجایب المخلوقات» همکاری داشتم، صحبت از کاری مشترک ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۷ بهمن ۱۳۹۳ comment بدون نظر

لنگرراه و اتوبوس قاسم/ خاطره/ عین اله آزموده/ به بهانه انتشار مطلبی در باره آقای حاج قاسم کلانتری راننده اتوبوس ساری به تلمادره در سایت چهاردانگه نیوز/ نمیدانم هنوز در یاد جوانان دهه ۶۰ بالاده و منطقه دوسرشمار چیزی از رفت و آمدهای سخت و جانفرسای آن روزگار ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱ بهمن ۱۳۹۳ comment ۸ نظر