درخت بیدِ «فِک‌ بِن»، یادمانی کهن/ عین اله آزموده/ از بالاده که سر بالا می شوی تا به چشمه سادوا و قارقچال و دامنه های شاهدژ بروی، فقط زمین های کشاورزی فراموش شده دیده می شود، و گاهی «کروچ» خرابه ای و یا «خرمن مال» سنگ نما شده ای هنوز در آن باقیست که یاد نیاکان پرتلاش ما را زنده ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ comment ۷ نظر

28 Yad o Khaterehناگفته های اسرارآمیز شهدا / علیرضا محمدی پایین دهی/ مطالب داخل […]  از سادوا می باشد/ سال هزار و سیصد شصت، فصل سرد زمستان بود و دیماه. در جمع بسیجیان شهرستان بهشهر در جبهه شمال [غرب] کشور در گیلانغرب (داربلوط ) در گروهان ابوعمار به عنوان نیروی پیاده تحت عنوان تک تیرانداز ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱۰ دی ۱۳۹۲ comment ۵ نظر

به بهانه نخستین سالمرگ مرد همیشه خسته دیار ما / اولین بار که دیدمش، شب هفتم محرم در نیمه اول اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۱ در بالا مسجد بالاده بود که حدود ده ساله بودم و کلاس دوم ابتدایی را تمام کرده بودم. قدی بلند و چشمانی زاغ و موهای جِنزریک (فرفری) داشت و اندکی خمیده بود! اگر اشتباه نکنم، با این که در اوج جوانی بود، از بس کار می کرد و در پی لقمه نانی ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱۴ مهر ۱۳۹۲ comment ۸ نظر

اولین باری که به جنگ رفتم/ عین اله آزموده / بمناسبت سی و سومین سال آغاز جنگ تحمیلی/ مادر، فتیله سماور نفتی را کمی پایین کشید و چند بار صدایم زد تا بیدار شدم. سلام کردم و به داخل حیاط رفتم. آفتاب هنوز از پشت کوه های « جهان مورا » بیرون نیامده ولی هوا روشن شده است. آب سرد شیر حیاط با هوای سرد صبحگاهی نیمه بهمن ماه ۱۳۶۱ چنان صورتم را سوزاند که ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ comment ۱۱ نظر

دو دیدار آخر با شهید سیدیحیی ساداتی + عکسهایی که برای اولین بار منتشر می شوند/ بمناسبت هشتم مرداد سالروز بازگشت کبوتر گم شده به خانه اش: اسفند ماه ۱۳۶۵ بود و من در مقر جهاد استان مازندران با نام «حنین ۲» در شرق جاده خرمشهر به اهواز بودم. شبها با بلدوزر و لودر و طی کردن ۱۰ کیلومتر راه به منطقه عملیاتی کربلای ۵ می رفتیم و در ۵۰ متری عراقی ها خاکریز ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۵ مرداد ۱۳۹۲ comment ۷ نظر

یادی از ملاعلی توبه، بزرگ مردی از روستای بالاده / روستای بالاده در منطقه دوسرشمار بخش چهاردانگه ساری و در ناحیه ای دور افتاده و کوهستانی واقع شده و علی رغم دور افتادگی از مناطق شهری، در گذشته ای نه چندان دور انسان های وارسته و بزرگ مردان و بزرگ زنانی را در دامن خود پرورش داده که آوازه پرهیزگاری و اجتهاد آنها از حدود مرزهای جغرافیایی بالاده فراتر ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۲۷ تیر ۱۳۹۲ comment ۷ نظر

یادی از بزرگان بالاده در ساخت جاده دو راهی فولادمحله تا بالاده / میترا چهاردهی/ هم ولایتی های خوبم با نگاهی عمیق و نه سطحی بلکه با چشم عقل به گذشته نگاه کنید. روستاهای زیبای بالاده، قلعه، پایین ده، تیله بن و واوسر حاصل دست رنج نیاکان و اجداد گذشته ما هستند. آنها با امکانات بسیار کم و ابتدایی و با گذاشتن سنگ روی سنگ، چوب روی چوب و خاک روی خاک این همه ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱۹ تیر ۱۳۹۲ comment ۵ نظر

روزگار سخت و خاطرات شیرین دبستانی ما / نوشته:  اُم کلثوم عالیشاه / تقریباً دو سال از انقلاب می گذشت. از سقف کاهگلی مدرسه قشنگ قلعه آب می چکید، صنوبر های کوچکی را که بچه های روستا با دستان کوچکشان دور مدرسه کاشته بودند، گاو و گوسفند خورده بود. رد پای معلم های « سپاه دانش » را برف و بوران حوادث پر کرده بود. دیگر نه معلمی بود و نه مدرسه ای که بچه ها در آن ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ comment ۱۰ نظر

شاید آن حادثه ی تلخ همین روزها بود / نوشته سیدعقیل ساداتی تیله بنی / نگاهی به واقعه ی تلخ مرگ برادر و خواهر واوسری در برف و بوران بهمن سال ۱۳۶۰/ در زمستان سال ۱۳۶۰ حادثه ای در منطقه دوسرشمار و برای روستای واوسر قدیم رخ داده که تا دیرگاه از ذهن و خاطره ی مردم پاک نخواهد شد. حادثه ای دردناک و سنگین و غمگین که در سوز سرما و کولاک خشمگین ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ comment ۷ نظر

یادی از آقای احمد امامی معلم بالاده در سال ۱۳۵۹ / درس دادن و معلمی کردن در روستایی چون بالاده که در دور افتاده ترین قسمت جنوب شرقی شهرستان ساری واقع شده، جایی که از سمت شمال قله سر بر فلک کشیده شاهدژ و کوه اسبه دار و از سمت جنوب رشته کوه طویل و مرتفع چهارنو آن را احاطه کرده، حکایتی است خواندنی که آقای احمد امامی در روزگار جوانی اش آن را انتخاب کرده ادامه مطلب را بخوانید »


authorنوشته: انجمن فرهنگی سادوا dateتاریخ : ۳۰ دی ۱۳۹۱ comment ۱۵ نظر